(FARSI) دولت اعلی – اسلام و دولت (BAŞYÜCELİK DEVLETİ – İSLÂM VE DEVLET)

127

 

اسلام و دولت

 

نویسنده: صالح میرزابگ اوغلو

مترجم: عبدالباری فیضی

 

اسلام هماننده التصاق روح به عضوی، محکم وابسته به دولت است؛ هرگز جدا نمی شود و بدون او عضو غیرقابل تفکر است.

آیا عاقلانه است که اسلام با در بر گرفتن تمام کائنات،د ولت را که مجموع ارزش مادی و معنوی جامعه انسانی دارد، خارج از مرزهای خود بگذارد؟

از آنجا که “خلق(مردم)” در اسلام ظاهر حق و حق، باطن “خلق(مردم)” بوده؛ بنابر این تک معیار دولت اسلامی حق است و یگانه حاکمیت مال اوست.

خلق(مردم) در اسلام، با صفت اسیر(تسلیم شدن) حق و حقیقت به عنوان واقع و مکمل بودن بی حدود آزاده و مجددا به عنوان واقع و مکمل بودن بی حدود وابسته است.

پس اسلام، از خالص ترین و کامل ترین زاویه درک گرفته تا با پیشرفته ترین حریت به پیشرفته ترین دولت گرایی در یک زمان و مکان متحد کننده است.

در اسلام، دولت از نظر تقسیم حقوقی که حق(الله) به افراد داده، ضعیف ترین بنده و مجددا از نظر احقاق حقوق حق(الله) بر افراد، قوی ترین آقاست.

در اسلام اداره شکلی نیست، اداره روحی است؛ در اسلام منزه و علوی، هیچ گونه علاقه ای -ماننده سلطنت، جمهوریت و سایر- بسوی اشکال ابتدایی و بسیط و ترجیحات کادری که در سطح زمین باقی مانده موجود نیست.

یقینا اصل قاعده اسلام از نظر روح انتزاعی اساس اداره؛ در پشتیبان شخصیت بزرگ و محوری، انتخاب و پذیرفته شده و مورد اطاعت کل جامعه و ملت قرار گرفته، ورود به منظم ترین نظام -مانند امام و جماعت پشت سر او- بسوی حق(الله) است. در اینجا دولت تحت رهبری این شخصیت که در اسلام “اولو الامر” نامیده می‌شود، بر حسب زمان و مکان، برترین و پیشرفته‌ترین نوع حکومت و اداره خواهد بود و در میان اشکال موجود اکثرا به شکل حکومت سلطنتی بیگانه‌ باقی خواهد ماند.

رئیس دولت اسلامی، متکامل و با شخصیت ترین مسلمان آن جامعه، در ورای(آنسو) حبیب پروردگار عالمیان که الله هست،  در ورای آن نیز هم با امر و اراده مطلق ذات الله است.

 

منبع: دولت اعلی

نویسنده: صالح میرزابگ اوغلو

مترجم: عبدالباری فیضی

نشریات: ابداع، استانبول، ۲۰۱۸

صفح: ۱۸۲،۱۸۱

ترتيب: نور زيندبون

YORUM YAZ

Lütfen yorumunuzu giriniz!
Lütfen isminizi giriniz!